یک نفر پرسیده:
به نظر شما علت تاریخی ورود فکر خرافی و انحرافی در مورد متعه درایران از کی بوده و آیا بیگانگان هم در اون نقشی داشتن؟
عارضم که بنده مورخ نیستم اما چند عامل به نظرم میرسه:
1. اهل سنت متعه را در حکم زنا میدانند.
همانطور که در بخش اول مطلب داستان های بزرگان و متعه اشاره شد ؛ اهل سنت با مقدم داشتن قول عمر به پیامبر، متعه را زنا میدانند. (در یکی از مناظرات آقای قزوینی با یکی از اهل سنت نیز به این مطلب اشاره شده بود کی طی مطلبی به خلاصه ای از جواب آقای قزوینی اشاره ای کردم.)
تا قبل صفویه اکثر ایران مثل همهء بلاد اسلام سنی بود و تفکرات و مبانی اهل تسنن رواج داشت.
بعدها هم که شیعه رواج یافت تفکرات شیعی به نحو عمقی وارد فرهنگ مردم نشد و صرفا روی همان مبانی و افکار سنی لعاب شیعی زده شد لذا با اینکه فقه شیعه متعه را مستحب می داند اما در فرهنگ ایران مکروه و بلکه حرام است.
2. تلقین معادل بودن ازدواج موقت با خود فروشی در رمانهای معاصر
همانطور که در مطلب «چرا متعه تحریم شد؟» به نقل از اینجا گفته شد، بسیاری از عناصر فرهنگ ساز و گروههای مرجع جدید همچون تحصیل کردگان غرب و هنرمندان و....با تمام توان به زشت نمودن و تخریب فرهنگ جنسی بومی و تأسیس فرهنگ جنسی جدید مبتنی بر ارزشهای مغرب زمین پرداختند.
در این میان رمان و داستانهای صادق هدایت، جمالزاده، صادق چوبک و... در تغییر نگرش جامعه نسبت به ازدواج موقت و تزریق مفهوم خود فروشی به این مفهوم بسیار مؤثر بودند.
گامهایی که در مسیر تغییر فرهنگ اسلامی در ابعاد مختلف برداشته شده است آنچنان دقیق و مؤثر بوده که حضور کارشناسان علوم انسانی و سیاستمداران غربی که اسلام را مانع منافع خویش می دانسته اند محرز می سازد.
3. ترویج فمنیسم توسط غرب در بین زنان مسلمان
بدون شرح!
البته سوال شما در مورد بحث تاریخی این مساله بود و خدا رو شکر که در مورد علت مهجور بودنش در جامعهای که شیعی نامیده میشه، نپرسیدید!
18 سال پیش نگاشته شده
ذکر چند نمونه از داستانهای متعه افراد مشهور، آرزویی بود که مدتی در ذهن میپروراندم و انشاءالله که دارای ثمراتی باشد و از خدا هم برای این کار یاری میخواهم.
لازم به ذکر است که در این وبلاگ گاهی هم داستانهائی از برخی مشاهیر درجه 1 معاصر نقل شده و میشود که صلاح نمیبینم اسم آنها برده شود.
اولین داستان مربوط به زبیر و پسرش:
وقتی ابن عباس وارد مکه شد و عبداللَّه بن زبیر نیز بر فراز منبر خطبه میخواند، چون نظرش به ابن عباس افتاد (که در آن روزها نابینا شده بود) گفت: ای مردم، کوری نزد شما آمده که خدا دل او را نیز کور کند، او عایشه امّ المؤمنین را دشنام میدهد و نزدیکان و اصحاب پیامبرصلی الله علیه وآله را لعن میکند و متعه را حلال میشمارد، در حالی که زنای محض است.
این گفتار بر ابن عباس سنگین آمد، در آن حال غلامش - عکرمه که دست او را گرفته بود - را صدا زد و گفت:
مرا نزدیک او ببر، پس او را نزدیک برد، تا اینکه مقابل او ایستاد... تا اینکه گفت:
و اما اینکه میگویی: متعه را در حالی که زنای محض است، حلال میدانم ؛ به خدا قسم! در زمان رسول خداصلی الله علیه وآله به آن عمل میشد و پس از ایشان نیز پیامبری بر انگیخته نشد ؛ دلیل جواز آن نیز گفته ابن صهاک است، که میگفت: دو متعه در زمان رسولخدا صلی الله علیه وآله وجود داشت و من آن دو را منع میکنم و مرتکبین را مجازات میکنم و ما گواهی او ( جواز متعه در زمان پیامبرصلی الله علیه وآله ) را میپذیریم و تحریم او را قبول نمیکنیم. تو نیز از متعه متولد شدهای !
پس وقتی از این چوب (منبر) پایین آمدی از مادرت در مورد بُرد (پیراهن) های عوسجه بپرس!
عبداللَّه بن عباس رفت و عبداللَّه بن زبیر نیز پایین آمد و با سرعت به سوی مادرش رفت و گفت:
درباره بردهای عوسجه برایم بگو!
و با عصبانیت اصرار کرد، مادرش گفت:
پدرت با رسول خداصلی الله علیه وآله بود و مردی به نام عوسجه دو برد ( پیراهن ) را به او هدیه کرد و پدرت از بیهمسری به پیامبرصلی الله علیه وآله گلایه و شکایت کرد، آنگاه آن حضرت یکی از دو پیراهن را به او داد و او نیز نزد من آمد و با آن پیراهن مرا متعه کرد و مدتی گذشت و پیراهن دیگر آورد و به وسیله آنها مرا متعه کرد و من به تو حامله شدم، پس تو فرزند متعه هستی! حالا بگو از کجا این خبر به گوش تو رسید؟
گفت: از ابن عباس شنیدم.
مادرش گفت: آیا من تو را از تماس با بنی هاشم منع نکردم، و نگفتم - مواظب باش - آنها زبانهای غیر قابل تحمل و پیروزی دارند.
منبع: کتاب الاستغاثه، ص145، مستدرک الوسائل، ج14، ص450
18 سال پیش نگاشته شده
یه بنده خدایی، این خبر شیعه نیوز رو توی یه وبلاگی کامنت گذاشته بود:
یک مدرس علوم فقهی و حقوقی معتقد است ازدواج های موقت به شدت در کشور در حال افزایش است و این امر می تواند تبعات و آسیب های اجتماعی بسیاری به دنبال داشته باشد.
طرف هم که خودش از متخصصین علوم فقهی بود، در پاسخ نوشته بود:
بنده برای رفع نگرانی ایشان از رواج حکم خدا و حل معضل! ازدواج موقت، راهکار زنــــا را توصیه می کنم!
اگر ازدواج موقت در جامعهء ما و با عرف ما به فرمایش ایشان، همخوانی ندارد اما زنا همخوانی دارد و نتیجتا راهکار مناسبی به نظر می رسد!
خصوصاً که وقتی به بعضی دختران پیشنهاد دوستی می شود با تمام وجود و ماهیت! می آیند و به هر کاری ولو روابط کامل هم راضی می شوند اما وای به حال شما اگر بگویید متعه (ولو در حد حلال بودن صحبت) آن وقت است که حساب شما با کرام الکاتبین است!
نتیجهء اخلاقی: شیطان، عاقلتر و دلسوزتر و مردمدارتر از خداست!
18 سال پیش نگاشته شده