ساعت 12 از خواب بیدار شدم! شروع کردم به تایپ آدرس در نوار آدرس براوزر:
http://mail.yahoo.com
دیدم رفت توی صفحه موساد (سازمان جاسوسی اسرائیل) !!!! با چشای چهار تا شده چند بار دقیق آدرس میل رو چک کردم اما دیدم نه درسته، همون بالائیه.
گفتم خب شاید دارم خواب میبینم! رفتم نماز و یه نیمرو هم به عنوان نهار خوردمو دوباره اومدم دیدم بالاخره صفحه یاهو باز شد! البته ما که همه میدونیم یاهو گوگل مثل همه چیزای مهم دیگه ی دنیا دست صهیونیست هاست اما این هم یه چشمه اش بود. گفتم شاید فقط من اینجوری بودم! و مورد عنایت آنها!!! اما دیدم یک بنده خدایی با استفاده از فرم کناری وبلاگ سوالی رو فرستاده بود و گفته بود که:
من هادی ام. تو ایمیل یاهو نتونستم برم چون فقظ یه صفحه از اسرائیل باز میشه نمیدونم چکار کنم.
من یه سوالی در مورد اذن پدر برام پیش اومد که وقتی پرسیدم و جواب گرفتم بازم منو گیر انداخت و میترسم کار به جایی برسه که برم شخصا از پدر دختره اجازه بگیرم ( ما که جان بر کفیم)
ما توی قانون داریم که اذن پدر لازمه و سوالی که پرسیدم این بود که اگه چیزی که مرجع تقلید میگه خلاف چیزی باشه که توی قانونه باید چیکار کرد؟............
و همین باعث شد که نگرانی من از مورد توجه حضرت آقا بودن!!! مرتفع بشه. اما پاسخ سوال ایشون:
برخی مراجع تبعیت از قانون رو لازم میدونن که اگه شما خودتونو ملزم به تبعیت از اونا میکنن خب باید تبعیت کنید (هر چند قانون هم راه کارهایی در صورت مخالف پدر و نیاز دختر و... گذاشته) اما با فرض اینکه کسی برخلاف قانون عمل کند و بدون اذن پدر عقد کند هم در دید این مراجع (بجز قلیلی) اشکالی به صحت عقد وارد نمیکند و فقط یک تخلف صورت گرفته.
اما اینکه حکم مرجع مقابل حکم حکومتی باشه چیکار باید کرد رو بستگی به نظر خودتون داره! بعضیها کورکورانه میگن حکم حکومتی ارجحه اما استدلال عقلانی برای ملزم کردن دیگران بآن ندارند.
بنده حقیر، چون با بناء عقلایی به تقلید از متخصص راه یافتهام در هر حکمی به او مراجعه میکنم ولو در مسائل مورد اختلاف او و مرجع حکومتی.
جدیدا دوستان سوالاتی میکنند (مثل همین سوال و چند سوال قبل) که ممکنه کمی کار رو براشون سخت تر کنه اما اینکه هستند افرادی که اینقدر دنبال فهم عمیق دستورات دین هستند خیلی امیدوار کننده است.
18 سال پیش نگاشته شده
این عکس را یکی از عکاسان جوان ایرانی گرفته و برنده جایزه ویژه مسابقه عکس یونسکو شده است که در ژاپن برگزار شده بود.
[وسائل الشیعه ج20 باب88 ح11]
قال النبی صلی الله علیه و آله:
الا خیرکم خیرکم لنسائه و انا خیرکم لنسائی
بهترین شما، کسیست که برای زنانتان بهتر باشد و من بهترین شما هستم برای زنانم.
18 سال پیش نگاشته شده
دوستی در کامنتها چند سوال تخصصی تر (علاوه بر مبحث اصلی اذن پدر که مفصلا مطرح شد) دراین باره پرسیده که این پرسشها به همراه پاسخش در اینجا مطرح میشه:
پرسشها:
- آیا اجازه شخصی شرط است یا اینکه اجازه کلی نیز کفایت می کند به اینکه اختیار تام به دختر داده بشه؟
-
در صورت کفایت اذن کلی اگه طوری دختر اجازه بگیره که حالت انصراف به عقد دائم درش باشه مثلا بگه:
آیا به من اجازه می دید که اختیار ازدواج به دست خودم باشه؟
و پدر جواب مثبت بده وبعد دختر یا میدونه که پدرش اصلا مخالف با متعه است (که در این صورت احتمال انصراف خیلی زیاده)
یا اینکه نمی دونه و طبق سطح آگاهی پدرش ظن داره که مقصود پدر ازدواج دائمه
خوب حالا آیا این اذن برای ازدواج موقت معتبره یا نه؟
- آیا اذن کلی (به هر شکل) انتقال حق اجازه است؟
چون در برخی موارد واگذاری اجازه می شه مثلا پدر بگه: حق اجازه من برای ازدواج با توی دختر باشه.
در برخی موارد هم نتیجتا واگذاری است.
- در مواردی که انتقال حق حساب میشه آیا این حق از حقوق قابل انتقال است یا از حقوقی است که مثل حق قصاص و غیره قابل انتقال نیست؟
- در صورتیکه پدر مصلحت دختر رو در نظر نگیره و اذن کلی بده، آیا چنین اذنی از او معتبر است؟
- درباره مستقل و غیرمستقل بیشتر توضیح بدید.
پاسخها: (طبق مبانی مشهور فقهای شیعه)
-
فرقی نمی کند
- اگر کلام پدر، ظهور در عموم نکاح داشته باشد یا قرینهء موردی ِاطمینان آور بر منظور عام پدر وجود داشته باشد کفایت برای هر دو می کند وگرنه همان مقدار که متیقن است باید اخذ شود و نسبت به متعه کفایت نمی کند
- در مواردی که نیاز به اذن پدر هست، اصطلاحاً گفته می شود پدر بر آن نکاح، ولایت دارد و کلاً کسی که بر چیزی ولایت دارد می تواند تصرفات مورد ولایت خود را به نحو موردی یا کلی إعمال نماید
اگر پدری به دخترش اختیار تام دهد معنای آن این است که دختر را در إعمال این ولایت، امین دانسته و او را وکیل یا مأذون از طرف خود برای این دخل و تصرف، کرده است نه که کلاً اصل مطلب را واگذار به او کرده باشد
در اینگونه موارد (که اذن پدر لازم است) اصل با پدر است لکن دختر از طرف او مجاز به آن کار شده و تا هر مقدار که ولی (پدر) او را امین و مأذون کرده تصرفات مأذون، صحیح است
- طبق بیان فوق، مطلب مذکور، انتقال حق نیست بلکه مأذون کردن فرع به حکم اصل است
- بله
ولایت پدر، ارتباطی به مصلحت دختر ندارد و حق پدر است که می تواند إعمال کند یا نکند
در هر صورت اگر اذن داد اذن او نافذ است چه به مصلحت و چه به غیر آن
بله در صورتی که دختر، بالغه و عاقله و رشیده نباشد و پدر بدون رعایت مصلحت، او را به نکاح کسی در آورد یا اذن به نکاح او با کسی دهد بدون رعایت مصلحت، کفایت نمی کند
- درباره مستقل هم در این مطلب توضیح کاملی داده شد. تشخیصش هم به عهده مکلف هست،
18 سال پیش نگاشته شده