خدایا من هر زمان پیش خود گفتم که دیگر مهیا و مجهز شده ام و برخاستم براى خواندن نماز در برابرت و با تو به راز پرداختم بر من چُرت و خمیازه افتاد در آن هنگامى که داخل نماز شدم و حال مناجات را از من گرفتى در آن وقتى که به راز و نیاز پرداختم، مرا چه شده است که هرگاه با خود گفتم باطن و درونم نیکو شده و به محل توبه کنندگان نزدیک شده ام، گرفتارى و پیش آمدى برایم رخ داده که پایم لغزش پیدا کرده و میان من و خدمتگذاریت حائل گشت اى آقاى من؟
شاید مرا از در خانهات راندهاى و از خدمتت دورم کردهاى
یا شاید دیدهاى سبک شمارم حقّت را پس دورم کردهاى
یا شاید دیدهاى از تو رو گردانده ام پس خشمم کردهاى
یا شاید مرا در جایگاه دروغگویانم دیدهاى پس رهایم کردهاى
یا شاید دیدهاى سپاسگزار نعمتهایت نیستم پس محرومم ساختهاى
یا شاید مرا در مجلس علماء نیافتهاى پس خوارم کردهاى
یا شاید مرا در زمره غافلانم دیدهاى پس از رحمت خویش بى بهره ام کردهاى
یا شاید مرا مأنوس با مجالس بیهودهگذران دیدهاى پس مرا به آنها واگذاشتهاى
یا شاید دوست نداشتى دعایم را بشنوى پس از درگاهت دورم کردهاى
یا شاید به جرم و گناهم کیفرم داده اى
یا شاید به بى شرمیم مجازاتم کردهاى
__________________________
اَللّهُمَّ اِنّى کُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَیَّاْتُ وَتَعَبَّاْتُ وَقُمْتُ لِلصَّلوةِ بَیْنَ یَدَیْکَ وَناجَیْتُکَ اَلْقَیْتَ عَلَىَّ نُعاساً اِذا اَنَا صَلَّیْتُ وَسَلَبْتَنى مُناجاتَکَ اِذا اَنَا ناجَیْتُ مالى کُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلَُحَتْ سَریرَتى وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوّابینَ مَجْلِسى عَرَضَتْ لى بَلِیَّةٌ اَزالَتْ قَدَمى وَحالَتْ بَیْنى وَبَیْنَ خِدْمَتِکَ سَیِّدى لَعَلَّکَ عَنْ بابِکَ طَرَدْتَنى وَعَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیْتَنى مُسْتَخِفّاً بِحَقِّکَ فَاَقْصَیْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیْتَنى مُعْرِضاً عَنْکَ فَقَلَیْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنى فى مَقامِ الْکاذِبینَ فَرَفَضْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیْتَنى غَیْرَ شاکِرٍ لِنَعْمآئِکَ فَحَرَمْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ فَقَدْتَنى مِنْ مَجالِسِ الْعُلَمآءِ فَخَذَلْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیْتَنى فِى الْغافِلینَ فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیَسْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیْتَنى آلِفَ مَجالِسِ الْبَطّالینَ فَبَیْنى وَبَیْنَهُمْ خَلَّیْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ لَمْ تُحِبَّ اَنْ تَسْمَعَ دُعآئى فَباعَدْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ بِجُرْمى وَجَریرَتى کافَیْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیآئى مِنْکَ جازَیْتَنى
17 سال پیش نگاشته شده
لیس منا من لم یومن بکرتنا و لم یستحل متعتنا
(وسائل ج21ص7 از امام صادق علیه السلام)
کسی که به «بازگشت ما (رجعت پس از در عصر ظهور)» ایمان ندارد و متعه را حلال نشمارد، از ما (اهل بیت) نیست.
قرار گرفتن متعه در ردیف «ایمان به رجعت» که از شاخصه های اعتقادی شیعیان است و تاکید صریح بر نقش این ازدواج در برچیده شدن فحشاء از سطح جامعه، حکایت از طراحی حکیمانه و عنایت رحیمانه پروردگار به امت خاتم (صلیاللهعلیهوآله) را دارد.
امتی که گام در جاده «ظهور مکارم اخلاقی» نهاده و در انتظار غلبه نسخه شفابخش اهلبیت علیهمالسلام بر «خوددرمانیهای مغرورانه انسان عصر غیبت» است.
اگر دردی دامنگیر جامعه شود و داروی این بیماری نیز موجود باشد
اما عدّهای جاهل در آرزوی درمان آن فریاد کشند و در طلب مداوا، اعتراض خود را متوجه داروساز نمایند و ایمانشان به خبرهبودن و تخصص داروساز از بین برود مقصر کیست؟
آیا غیر از آگاهانی که در سکوت عمیق فرو رفتهاند و به معرفی و شناساندن داروساز و داروهای شفابخشش نپرداختهاند، کسی دیگر را میتوان ملامت کرد؟
اگر روزی جاهلانی که از وجود این دارو بیخبر بودهاند باخبر شوند، حق توبیخ و سرزنش آگاهان ساکت و بیخیال را ندارند؟
نمیگویم شهوت درد است و ازدواج درمان آن
اما وقتی غریزه طبیعی و خدادادی شهوت ارضاء نشد، تشنه و محروم و حریص باقی میماند و دردهای بیشمار و هلاک کنندهای به دنبال دارد.
همه ما در اطراف خود زنان بیوه و جوان فراوانی را میبینیم که بعد از طلاق یا فوت شوهرشان برای همیشه باید دست از مقاومتی و سخت علیه غریزه فطری خود بزنند و آرام آرام خود را زنده به گور ببینند. دختران بسیاری (چند ملیون نفر) را میبینیم که سن آنها از 27 سالگی گذشته و تقریبا ناامید از ازدواج دائم هستند. طبق برخی آمارها، اگر همه پسرانی که به سن ازدواج رسیدهاند همسران خود را انتخاب و با آنها ازدواج کنند، باز هم بیش از 1.5 میلیون دختر بدون شوهر باقی میمانند. در دبیرستانها و دانشگاههاخیل عظیم پسرانی را میبینیم که سالهای متمادی از بخش مهمی از عمر خویش را بجای درس صرف دست و پنجه نرم کردن و سرکوب میل جنسی خود میکنند. زنان و مردان معلولی را میبینیم که مرگ برای آنها از تمام لحظات زندگیشان شیرینتر است.
خود گواهید که تمام گروههای بالا قدرت جهاد با نفس و خویشتنداری در مقابل میل قدرتمند شهوت را ندارند و خدای حکیم و مهربان هم چنین توقعی از مردم ندارد که یک عمر در مقابل این نیروی درونی مقاومت کنند.
شهوت نعمتی است برای تکامل روح انسان، البته اگر خوب مدیریت شود.
شهوت درد نیست، درد؛ فحشاء و تن دادن به ذلت گناه و قبیح دانستن راهیست که خدا توصیه کرده.
فحشای موجود در بین مسلمین رخنهایست عظیم در کشتی سرنوشت جامعه و تعالیم اخلاقی و حقوقی اسلام
و ازدواج موقت طرح شگفتیآور و حیرتانگیز «ازدواج موقت» تنها ساحل سکونت و فانوس هدایت این کشتی آسیب دیده است. امام باقر علیه السلام میفرماید: کان علی یقول لولا ما سبقنی به بنی الخطاب ما زنی الا شقی
علی «همواره» میفرمود: اگر عمر بر من سبقت نگرفته بود و متعه را نهی نمیکرد، هیچ کس زنا نمیکرد مگر انسانهای شقی و پست!
اگر ازدواج موقت دارویی شفابخش نیست پس چرا در لسان اهلبیت علیهمالسلام اینچنین مورد توجه قرار گرفته؟
اگر نسخه درمان دردهای آشکار و پنهان جامعه است، پس چرا سکوت میکنیم؟
چرا با افتخار از این قانون رحیمانه پروردگار سخن نمیگوییم؟
چه مصلحت و ملاحظهای ما را به بیخیالی دعوت کرده و در انتظار کدام مصلح اینچنین آرام گرفتهایم؟!
اگر طبیب دردها و امید قلبمان ظهور کند، آیا غیر از نسخه سنتهای پیامبر روش دیگری ارائه خواهد داد؟ مگر در دعای ندبهاش هر جمعه نمیپرسید:
أین المدّخر لتجدید الفرائض و السنن
کجاست آن ذخیره الهی که واجبات و سنتهای مرده را زنده میکند؟
و مگر متعه سنت پیامبر و اهل بیت نبوده؟
محمدبنمسلم از یاران امام صادق علیه السلام میگوید:
حضرت به من فرمود متعه کردهای؟
گفتم نه
فرمود
لا تخرج من الدنیا حتی تحیی السنة
از دنیا خارج مشو مگر اینکه سنت را زنده کنی
(وسائل الشیعه ج21ص5)
عدهای نادانسته بر طبل مخالفت با این برنامه حیاتبخش میکوبند و گروهی آگاه از حقیقت روشهای اهلبیت علیهمالسلام، به هزار بهانه از زیر بار سنگین ابلاغ مرام اهلبیت علیهمالسلام شانه خالی میکنند.
اعتراض جاهلان، بد اما بدتر از آن سکوت عالمان است.
سکوتی از جنس بیاعتقادی،
سکوتی مالامال از بیاعتمادی به راه خدا
سکوتی آمیخته با سلیقههای شخصی و عُرف زده.
...
آنچه در بالا آمد، مقدمه کتاب «ازدواج موقت، مدیریت شهوت» بود که مدتی از دوستی امانت گرفته بودم. این کتاب فقط شامل چند سخنرانی و مصاحبه از آقایان {طباطبائی، بهشتی، باهنر، نواب، مطهری، فاضل، مکارم، مصباح، سبحانی، هاشمی، حائریشیرازی} هست. بنظرم مقدمه این کتاب مفید آمد که در وبلاگ درج کنم. تصویر روبرو مربوط به جلد این کتاب بوده و شناسنامه آن نیز در این لینک قابل مشاهده است.
17 سال پیش نگاشته شده

قبلا نکاتی درباره رؤیت هلال گفتهام که به همراه نکات مطالب زیر، میتواند راهگشای دوستان باشد برای اینکه اول ماه (خصوصا رمضان و شوال و ذیالحجه) دچار ابهام نشن و تکلیف خودشون رو بدونند.
- در صورتی که از گفته منجمین (و محاسبات آنها) یقین حاصل میکنید، میتوانید از همان طریق به فهمیدن اول ماه عمل کنید.
- راه های ثابت شدن اول ماه چند چیز است و «حکم حاکم شرع» یکی از موارد اختلاافی است.
آیةالله سید علی سیستانی و آیةالله سید موسی شبیری و مرحوم آیةالله خوئی رحمهالله، که «حکم حاکم شرع» را دلیل ثابت شدن اول ماه نمیدانند.
ضمنا به این نکته توجه کنند که «اعلان» حاکم شرع با «حکم» حاکم شرع دوچیز جدا از هم است. آنچه برخی مراجع معتبر دانستهاند، «حکم» است و اعلان (جز در فرض اطمینان شخصی مکلف) اعتباری ندارد.
همچنین منظور از حاکم شرع، هر «مجتهد جامع الشرایط» است لذا اگر مجتهدی مثلا عادل نبود، از حرف وی اول ماه ثابت نمیشود)
یک نکته مهم که هست؛ بنا به فتوای همه مراجع، اگر یک مقلد از طریقی بداند حاکم شرع دارد غلط حکم میکند!
(مثلا از طریق محاسبات یقین آور نجومی برای وی) این مقلد نمیتواند به حکم آن حاکم شرع عمل کند.
به عنوان مثال، اگر کسی رهبر انقلاب را مجتهد و عادل بداند، باز هم بدلیل اختلافات با نظر اکثر فقهای معاصر، یک مقلد نمیتواند دلیلی برای پذیرش آن حکم داشته باشد. برخی از فتاوای ایشان که مخالف مشهور سایرین هست، عبارتند از:
- مبنا قرار دادن «طول» برای اعتبار هلال یک مکان برای مکانهای دیگر
- کافی دانستن رویت با تلسکوپ
- کافی دانستن رویت در روز!
- یک عده بیخبر از همه جا، میگن یعنی چی؟! چرا یه عده امروز رو عید میکنن و یه عده فردا رو و یه عده پس فردا رو؟!!
خدا رو شکر که فقط ایرانه و اگر بزرگتر از این زیر دستشون بود، باز هم سه روز مختلف رو یه روز میکردند و یه عید تقلبی درست میکردند!
بخشی از این اختلاف ناشی از اختلاف فتاوای مراجع هست (که در مورد بعدی بهش اشاره میکنم) و بخشی هم ناشی از اختلاف مکان جغرافیایی.
آخه مگه مرزهای جغرافیایی قراردادی که با خودکامگیهای حاکمان جابجا میشه، ارزشی داره در اینکه بگیم چون اینجا یه کشوره پس بزور باید همه یه عید داشته باشن؟!!
دوستانی که به عربی تسلط دارند، به این نکته مهم (اختلاف) در سوالی که جمعی از مسلمانان انگلیس از سیدعلیسیستانی پرسیدهاند و پاسخ آن توجه بفرمایند.
- وظیفه ما اخذ معیار از فقهاء مورد اعتمادمان و تعیین اول و آخر ماه بر اساس آن است.
در تمام لحظات، نیمی از کره زمین که پشت بخورشید است، شب است و تاریک.
برخی فقهای مشهور معاصر میفرمایند که اگر در یک مکان از این شب ماه دیده شد، همه آنها که همین شب را دارند در بالای سرشان میبینند، نیز مثل اینست که ماه رویت شده و فردا اول ماه بعد محسوب میشود. (سیدنا خوئی و آقایان فاضل و نوری)
برخی مثل آقای صافی میفرماید که ماه در هرجا دیده شود برای همهجا کفایت میکند!
نظر آقای سیستانی که تبحر ایشان به مباحث نجومی از پاسخ استفتاء فوق معلوم هست، خیلی ساده و سرراست هست و اون این که هلال هر مکانی تنها برای همان مکان معتبر است!
ایشون با لحاظ نظر فوق، گفتند که «اگر دیدن ماه در شهر A به معنی قابلیت دیدنش در شهر B باشه، با دیدن شدن هلال در شهر اول، در شهر دوم نیز ماه ثابت میشه. لذا اگر در غرب ما کسی ماه رو ببینه برای ما کافی نیست اما در شرق ما ببینند کافی هست بشرطی که از لحاظ عرض جغرافیایی از ما فاصله زیادی نداشته باشد»
با توجه به نمودار رویت هلال روز 28 و 29 شهریور که در بالا هم نمایش داده شده، میبینیم که طبق نظر آقای سیستانی روز 30 شهریور و طبق نظر آقای خوئی روز 29 شهریور اول ماه سوال و عید فطر میشه.
* نکته دیگر هم اینکه برخی مراجع در سالهای اخیر، رویت با تلسکوپ را هم کافی میدانند. اما آقای سیستانی تنها رویت با چشم عادی را برای این امر شرعی معتبر میداند.
- حکم شک در اینکه فردا اول رمضان یا عید فطر هست یا خیر:
از طریق {رویت هلال} توسط شما یا افراد عادل در مکان شما یا مکانهایی که توسط معیارهای مرجعتان معتبر هست؛
* اگر برای شما ثابت شد که ماه رمضان رسیده، باید روزه بگیرید
و اگر ثابت نشد فردایش را برای شما جزو شعبان است
* اگر برای شما ثابت شد که ماه شوال رسیده، باید افطار کنید
و اگر ثابت نشد فردایش برای شما جزو رمضان است
- برای تهیه نمودارهای هلال که بر اساس محاسبات نجومی ارائه میشود، میتوانید از نرمافزارهایی که بدین منظور تهیه شده استفاده کنید. بنده از نرم افزار Accurate Times استفاده میکنم که از این آدرس قابل دریافت است:
http://www.icoproject.org/accut.html
همچنین از نرمافزار فوق میتوانید برای محاسبه اوقات شرعی با تنظیمات خودتان استفاده بفرمایید.
17 سال پیش نگاشته شده