مامانم میگه بیا بریم خونه هاجر خانم. تازه از مکه اومده ! بیا بریم اونجا حتما کلی دوست جدید هم پیدا میکنی
میگم: دوستِ دختر؟
میگه: نـــــــــــــــــه !!!
18 سال پیش نگاشته شده
بدلیل اهمیت بالای این مطلب، قبلا (اردیبهشت87) در همین آدرس، مطلبی نسبتا کامل درج شده بود. پس از دریافت Emailهایی از دوستان مبنی بر واضح و کافی نبودن برخی تصاویر مورد استناد، بر آن شدم که همان مطالب را با چینشی جدید و همراه با تصاویر اسکن شده با کیفیت بالا، در اختیار علاقمندان به این مساله قرار دهم. (فروردین88)
جهت سبک تر شدن این صفحه، تمامی تصاویر بصورت کوچک یا لینک در اینجا قرار داده میشود و برای مشاهده نسخه با کیفیت آن به همراه حواشی و دستنوشته های تایید کننده فقهاء مربوطه، بر روی تصاویر و لینکها کلیک کنید.
پیشاپیش عرض میکنم که این مطلب هر چند طولانی است، اما بعید میدانم کسی از خواندن همه آن ضرری بکند.
سوال: آیا دختران باکره ی بالغه ی رشیده،
برای ازدواج موقت و دائم،
لازم است از اولیاء عقد (پدر، پدر پدر) اجازه بگیرند؟
چند نکته مقدماتی:
- در مورد پاسخهایی که در زیر می آید و بعضا به «عدم وجوب اذن پدر در ازدواج» حکم میدهد؛
الف) مساله را از «فقط نظر شرعی» بررسی میکند و جنبه قانونی آن محفوظ است. همانطور که میدانید از نظر قانون فعلی، این کار نیاز به اذن پدر دارد. (به مورد شماره 4 در ادامه رجوع کنید)
ب) تمامی مسائل زیر با فرض اینکه آن دختر بالغه، «باکره» و «رشیده» باشد، بررسی شده اند که متاسفانه خیلی از افراد (و چه بسا خود نویسنده در دوران جاهلیتش!) به این قید مهم توجه کافی را نمیکنند.
جهت مطالعه بیشتر پیرامون قید «رشیده» به این مطلب مراجعه کنید.
همچنین خانم غیر باکره (که بکارتش از راه مشروع مثل شوهر دائم یا موقت، از بین رفته) به هیچ عنوان نیازی به اذن پدر ندارد. (هر چند از منظر سنّی ها، دختر غیر باکره هم به اذن پدرش نیاز دارد!!!)
لازم به ذکر است که اگر بکارت دختری از راه نامشروع از بین برود، یا مثلا بواسطه بازی یا پریدن از جای بلند و امثالهم... اینجا بین فقهاء اختلاف هست که آیا به این فرد باکره گفته میشود یا خیر. برای آگاهی از ریز نظر فقهاء در مورد این مساله نیز، این مطلب کامل را بخوانید.
ج) «اذن» یعنی «اجازه» (که بسته به مورد میتواند زبانی یا کتبی یا... ابراز شود) و به صرف رضایت قلبی، «اذن» گفته نمیشود.
لذا اینکه دختری تنها بداند که پدرش قلبا راضی است، به این معنا نیست که پدرش «اذن» و اجازه داده است.
- اولیاء عقد، یعنی کسانی که نظرشان از دید فقهی در صحت یا عدم صحت عقد تاثیر دارد.
اولیاء عقد فقط «پدر» و «پدر پدر» هستند و در صورت فوت آنها (یا بنا به نظر برخی؛ در دسترس نبودن آنها) دیگران (مثل مادر و برادر و عمو و …) هیچ حقی در اجازه دادن یا ندادن ندارند و دختر میتواند آزادانه با هر کس که میخواهد ازدواج کند. (باز هم تاکید میشود که در صورت «رشیده» بودن)
- معنی کلمه های «احتیاط»، «احتیاط مستحب» و «احتیاط واجب» و «لا یخلو عن وجه» و «لا یخلو عن قوه» و «اقوی» و «اظهر» و «باید» در فتاوای مراجع و رساله های توضیح المسائل
معنای احتیاط: کلمه «احتیاط» گاهی به تنهایی بکار میرود. در این حالت لازم است که با توجه به تعریف «احتیاط واجب» و «احتیاط مستحب» (که در ادامه می آید) تشخیص دهیم که منظور از کلمه «احتیاط» کدام یک از این دو نوع است.
معنای احتیاط واجب: هرگاه مجتهدی درباره یک موضوع حکم ندهد و سخنش را با عبارت «احتیاط» شروع کند، میگوییم که در آن مساله، «حکم» / «فتوا» نداده است.
مثال: اگر موقع خواندن حمد و سوره، بی اختیار به قدری حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود (تا اینجا شد موضوع. حالا نوبت به بیان حکم رسیده
بنابر احتیاط ، بعد از آرام گرفتن بدن آنچه را در حال حرکت خوانده دوباره بخواند.
زمانی که مجتهد در یک مساله به حکم نمیرسد، در آن مساله بجای «فتوا»، «احتیاط» میدهد.
بارها از بنده سوال شده که خب وظیفه ما چیه؟
شما یا میتونید به همون راه احتیاطی مرجعتون عمل کنید، یا میتونید بسته به دیدتون نسبت به مساله تقلید، به مجتهد دیگر (که برخی هم میگویند که مجتهد اعلم دیگر) که به حکم آن مساله رسیده، مراجعه کنید.
معنای احتیاط مستحب: بعد از حکم می آید و زائد است، یعنی میتوان به آن احتیاط عمل نکرد.
مثال: کسی که نمیتواند نماز را به هیچ نحوی درست ادا کند (تا اینجا شد موضوع، حال حکم؛) باید هر طور که میتواند نماز بخواند (حکم آن موضوع داده شد، حالا هر احتیاطی در ادامه بیاد، احتیاط مستحب هست؛) هر چند احتیاط آن است که به جماعت بخواند.
معنای «لا یخلو عن وجه» و «لا یخلو عن قوه» و «اقوی» و «اظهر»: این کلمات در عبارات فقهاء دلیل بر «فتوا» و حکم قطعی آنهاست. کما اینکه برخی از مکلفین از خود مراجع هم درباره معنی این کلمات استفتائاتی کرده اند و پاسخ گرفته اند که: اینها بیان کننده فتوا هستند.
مثال: بجز روزه ماه رمضان و قضای آن، در سایر روزه های واجبی که وقت معینی دارد (مثلا روزه نذری یک روز معین) اگر فرد جنب تا اذان صبح عمدا هم غسل نکند، اظهر این است که روزه اش صحیح است.
معنای «باید»: کلمه «باید» در لسان اکثر فقهاء به معنای «فتوا به واجب بودن آن امر» است. تنها استثناءهایی که بنده در این مورد دیده ام، در مسائل آقای خوئی و آقای تبریزی (رضوان الله تعالی علیهما) است که گاهی به معنای «احتیاط واجب» است و...
مثال: این تصویر را ببینید
همچنین در کتاب «صراط النجاة» ایشان که یک کتاب فتوایی است، اینگونه سوالات دیده میشود. برای نمونه مساله 469 از ج8 صراط النجاة را ببینید.
- قبل از بررسی مساله از دید شرعی، 2 قانون مرتبط با این بحث را در ادامه ذکر میکنم:
ماده 1043 (اصلاحی 14/8/1370) نکاح دختر باکره، اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد، موقوف به اجازه پدر یا جد پدری او است و هر گاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند، اجازه او ساقط و در این صورت دختر میتواند با معرفی کامل مردی که میخواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.
ماده 1044 (اصلاحی 14/8/1370) در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آنها نیز عادتاً غیرممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد، وی میتواند اقدام به ازدواج نماید.
تبصره (الحاقی 14/8/1370) ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص میباشد.
...
خواندن ادامه مطلب
17 سال پیش نگاشته شده
همزمان با یک خانم، رسیدم درب منزل یکی از دوستان.
موقع خداحافظی بهم گفت:
اون خانم که موقع اومدنت دیدی، همسر دائمم بود، نه موقت !
18 سال پیش نگاشته شده