یکی از بستگان ساعت سه دیشب برام یه ایمیل زده:
قراره برای پروژه پایان ترم یک کتابخونه درست کنیم
من هم گفتم کی بهتر از علی خودمون
باید بیست و سوم تحویل بدیم
وقت هم هست و میشه یه کارایی کرد
اما قراره تا اون موقع مشهد نائب الزیاره شما باشیم
اون پروژه ای اس پی رو که شما زحمتو کشیدید رو قبول نمیکنه چون میگه با ASP.NET میخواد نه ASP خالی.
همه کاراشو میتونم در چند ساعت انجام بدم
اما مونده اصل کار و اون هم اینکه از لیست کتابهایی که تو کتابخونه هست و میشه جستجو کرد
وقتی یک کتاب رو امانت گرفتیم یکی ازش کم بشه و وقتی کسی پس داد یکی به تعداد اضافه بشه
این کل کاره
حالا اگه به نظرت چیزی که باهاش بشه نمره بیشتری رو شکار کرد لطف کنید بگید ممنون میشم
ساعت شش صبح یعنی سه ساعت دیگه حرکتیم انشالله
برای شما و همسرانتون دعا میکنم
18 سال پیش نگاشته شده
این هم یک خاطره جالب بمناسبت سه عید میلاد. لطفا افراد غیر ممیز! نخونن.
داشتم برای متعهام، از یکی از بزرگان شهیر میگفتم:
سنش از هشتاد گذشته بود
دو تا همسر دائمی هم که داشته، هر دو فوت کرده بودن.
برای انجام امورات منزل و...، ارادتمندان ایشون براشون یک خانم مومنهی خوب رو، متعه کرده بودند.
منتها پسر اون آقا، به این خانمه گفته بوده که:
دکترا گفتن اون کار! براش مثل سمه. مبادا یه بار...
اما جالب بود که اون خانمه میگفت: اون آقا هر شب از من میخواست!!! اما من هفته ای یه بار اجابت میکردم!
متعهام گفت: اتفاقا به نظر من، آدم رو جوون میکنه !!!
18 سال پیش نگاشته شده
یکی از متعه هایم که بدلیل آمدن خواستگار و... مدتی قبل از بنده جدا شده بود، امروز برام نوشته بود:
در نزدیکی ما یک پسری هست که خیلی بچه خوب و مومنیه
اما بدلیل نداشتن شغل، کسی بهش زن نمیده.
میخوام برم و بهش پیشنهاد همین ازدواج موقت رو بدم با خودم !
از اینکارش خوشحال شدم چون یه خانم رو میدیدم که در فکر احیاء این سنته.
میبینی کار خدا رو؟ بعضیا یکسال باید بدوون تا یکی گیرشون بیاد بعضیا هم خدا همینطوری میندازه تو دامنشون.
و ان یردک بخیر فلا راد لفضله (یونس107)
و اگر خدا برای تو خیری خواهد فضل و احسانش را دفع کنندهای نیست.
18 سال پیش نگاشته شده