باز هم مقاله ای از یکی از خانم ها رسیده که بنا به امر ایشون در وبلاگ درج میشه.
باتوجه به اینکه نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا مشکل بی سروسامانیها و ارتباطات غلط وغیر صحیح مردان و زنان که در بیشتر موارد بیماریهای جسمی وروحی بدنبال دارد و بازتاب ان به خانواده های سالم نیز اجتناب ناپذیر است، حال چاره چیست؟
آمار ها نشان میدهند در بیشتر کشور ها تعداد زنان بیشتر از مردان است بدلیلش کاری ندارم. خوب یک گروه از خانمها سروسامان گرفته ودر کانون امن خانواده از آسیبها و کمبودها محفوظ مانده واز محبت وپشتیبانی خود وهمسر نسبت به یکدیگر همچنین رفع نیازهای عاطفی وجنسی برخوردار میشنود که عالی است و البته حسادت به هرشخص دومی که بخواهد وارد زندگی شود ونظم انرا برهم زند طبیعی است وهمیشه با این شخص مبارزه ومخالفت شده واین مخالفت به مرور زمان اسم مسایل اخلاقی اجتماعی به خود گرفته. حال با توجه به اینکه مسایل اخلاقی اجتماعی باید در جهت سلامت همه اجتماع باشد نه فقط گروهی خاص تکلیف چیست؟
موافقین حقوق زنان که با طرح چند همسری مخالفت میکنید مگر گروهی از زنان که بی سر و سامان مانده اند زن نیستند؟ آیا غلبه بر حسادت و انحصار طلبی وتغییر در الگوهای اخلاقی قراردادی اجتماع که البته بسیار مشکل است ولی اگر همه گیر باشد عادی خواهد شد، بهتر از این اشفته بازار جهانی نیست؟ اگر راه کار بهتری در نظر دارید مطیع خواهم بود که اگر بود دنیا چنین نبود پس بی دلیل نیست که اسلام دین برتر واحکام الهی به قوانین وقراردادهای اخلاقی بشری ارجح هستند.
با تشکر
موفق باشید.
18 سال پیش نگاشته شده
یک بنده خدایی اتفاقی گذرش به اینجا افتاده و این یادداشت را برای ما باقی گذاشته اند:
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و خسته نباشید
من امروز به دنبال مطلبی خارج از موضوع وبلاگ شما بودم که در لابلای مطالب نوشته های شما را که هر بیننده را به خود جذب می نماید ملاحظه نمودم.
همانطور که خود در نوشته ها آورده اید هم مخالف دارید و هم موافق.
هم استفاده کننده مثبت از مطالب و هم منفی.
در جامعه امروزی ارائه مطالب شما امری مهم و واجب ولی جرئت و شهامت بالائی می خواهد. یادتان هست سالها قبل اقای هاشمی در نماز جمعه مطلبی را عنوان نمود چه بلائی سر ایشان آوردند یا سال گذشته اگر اشتباه نکنم اقای پور محمدی.
من چون چند سال خارج از کشور زندگی کرده ام و در داخل کشور هم که اوضاع را شاهد هستم، مطالب شما را بسیار مفید و سازنده برای هر انسان عاقل و بالغ می دانم.
فعلا مجالی برای گفتگو بیشتر نیست بعدا مزاحم خواهم شد.
شما سعی کنید به تکلیف عمل کرده و حقایق را بازگو و از فتواهای علما مختلف بهره برده و مطمئن باشید مخالفان شما از احمقان زمانه هستند که فعل حرام همراه با ناآگاهی را بر فعل حلال همراه با آگاهی ترجیح می دهند. موفق و موید باشید. در کردارتان خدار را فراموش نکرده و خدمت به مخلوق او را سر لوحه خود قرار دهید.
"اشکان"
با تشکر از نامه محبت آمیز شما.
خب مگه شما فکر کردی من از هاشمی کمترم داداش؟!! 
لازم به تذکر است که در مطلبی که پرسش و پاسخهای پیرامون متعه را جمع بندی کردم، گفتم که مشکل اصلی مخالفان، ناآگاهی است و بس.
در مورد این که «بیان این مطالب شهامت بالایی میخواهد و خطراتی در پی دارد» نیز حق با شماست و بنده هم احتیاط لازم را دارم. کاش بعضی از علاقمندان به وبلاگ هم به این موضوع توجه میکردند و از اینکه درباره خودم نمینویسم دلخور نمیشدند.
18 سال پیش نگاشته شده
لینک فوق مربوط به یک فایل پاورپوینت است و حاوی چند اسلاید درباره یک آزمایش روانشناسی روی میمونها!
رفتار عموم مردم در رابطه با متعه هم بی ربط به آزمایش مذکور نیست.
__________
پس از درج این مطلب؛ دوستی ضمن تشکر نوشتن:
پست روانشناسی میمون ها هم واقعآ عالی بود
از وقتی که عمر روی مسلمان ها آب سرد ریخت دیگه کسی جرآت نمیکنه بگه من موز دوست دارم!!
البته اونایی که موز واسه سلامتیشون لازمه مجبورن مخفیانه موز بخورن D:!
18 سال پیش نگاشته شده