یکی از متعه های قدیمی ام یه خانم بود که توی بهزیستی کار میکرد و چند ساعتی در روز هم با معلولین و ناتوانان ذهنی و جسمی سر و کله میزد. حرفهای جالبی در مورد نیاز و روانشناسی جنسی معلولین میگفت خصوصا اینکه اونها هم دارن و گاهی شدید تر از آدم عادی!
با چت امروز آن حرفها برایم تداعی شد:
man veblogetoono didam
goftam bahatoon rabete bargarar konam
hamin
lotfan begin chera?
خیلی ها بما لطف دارن منتها بدلیل مراعات مسائل امنیتی و جانی هیچگونه آشنایی نتی قبول نمیکنم. تا بحال هم کم اذیت نشدم.
وبلاگ فقط برای رساندن برخی حقایق به گوش ملته و هدف عملی و یا رابطه غیر مجازی برای نویسنده را دنبال نمیکند.
bale
mifahmam
hag darid
vebloge khoobi ham hast
movaffagh bashid
لطف دارید. سلامت باشید.
man rastesh fekr kardam shayad betoonam az shoma komak begiram
man rastesh ye dokhtare maloolam
va donbale ye aghayee hastam
roo in masale boode
az inke mozahem shodam ozr mikham
عرض شد که بنده هیچ هدف عملی رو برای خودم دنبال نمیکنم.
اما اگر شما میخواهید در کامنتدونی آقایان متشخص و خوبی در رابطه با متعه نظر داده اند و ایمیل هم دارند.
میدانم که آنها به اندازه من احساس خطر نمیکنند چون مثل بنده بلندگو به دست و معلوم الحال نیستند!
linkesho mitoonin bedin?
http://manmote.com/comment/
این کامنت دونی وبلاگه
حدود 680 کامنت
برخی افراد ایمیل هاشون رو گذاشتن
bale
mamnoonam
...
pishnahad mikonam matlabi dar morede maloolin va ezdevaj too veblogetoon ezafe konid
motshakkeram
چشم
تا ساعتی دیگر اضافه میکنم
mamnoonam
lotf kardin
movaffagh bashid
موفق باشید و سربلند
eltemase doa
همچنین شما که دلتون شکسته تره و پیش خدا بیشتر خریدار داره
mamnoon
chashm
وقتی یه آدم سیر متاهل، به جوون مجرد گرسنه میگه که سعی کن بهش فکر نکنی، دلم میخواد با کله برم تو دهنش!
نفهمی رو در فهم نیازهای اولیه انسان در حد تیم ملی رسوندن!!!
وبلاگ من و ام اس (M.S نام یک نوع بیماری و شایدم معلولیت است) هم خیلی متعرض مساله ازدواج معلولین میشه که از ایشون تشکر میکنم.
18 سال پیش نگاشته شده
یک دختر معلوم الحال مجهول الهویه! چند روزیه که گیر داده به بنده. نمیدونم منو با کی اشتباه گرفته که هی بهم میگه سید! هی دم از مادر بنده میزنه و... بخشهایی از متن ارسالی ایشون رو ببینید:
آفلاین - 2008.10.11
سلام
خیلی اشنا هستید
حرفهایتان هم اشناست
چه بلای سرم بیاید
برایتان مهم نیست
آفلاین - 2008.10.13
چرا وبلاگت رو عوض کردی بدون اینکه من بدونم
خواهش می کنم اذیت نکنید یک کلام بگید وخلاصم کنید مادر چی گفت
آفلاین - 2008.10.15
سیددددددد
عکسی رو که تو وبلاگ گذاشتی
خودتی
تورو بجدت اذیت نکن
ایدیت... بود کردی محب خدا
از عذاب خدا در مورد
محمددددددددددددد
تورو قران اذیت نکن
بی انصاف شما عاشقم شدی
یا امام زمان کمک کن
مادر گفت چرا این همه ادعای امام زمان داری
بهش بگو اگر من خطایی می کنم به امامم چیکار داره
یک دفعه دیگه اسم اقا رو بیاره نفرینش می کنم
ایمیل - 2008.10.16
اره می خوام متعه تو باشم سید
عوضی هم نگرفتم
دروغگو نبودی مومن دروغگو شدی چرا برام جای سوال شد
بخاطر مادرت ما که متعه نکرده فحش از مادرت خوردیم منصف باش و با عدالت
تو بودی که گفتی تومکه یکی رو متعه کردی خودت بودی خودت خودت عکست هم نمی خوام
علف به دهن خوش نمیاد ولی می خوام متعه تو باشم البته چون فردا ها باید ازداوج کنم می خوام باکره بمونم و پاک
بمولا دیروز اینقدر برات گریه کردم مشکل ما که چیزی نیست
من بزرگترم این گناهه بابا پیغمبر از خدیجه بزرگتر بود
خودت همیشه می گفتی
چرا رفتی سید چرا
تو مشهد چی گفتی بهم گفتی هیچکس مارو از هم جدا نمی کنه
طلبه جوان عشق من به تو اسمونیه زمینی نیست
بخاطر خدا حاضرم متعه تو باشم بدون کوچکترین تماس جنسی
من موقت تو میشم برای صحبت کردن اذیت نکن بگو
آقا جدی میگم. خدا نصیبتون نکنه. بد دردیه آدم سر و کارش با یه دیوونه بیفته!
معروفه که پیش انوشیروان از بزرگمهر(وزیر خردمندش) بدگویی کردن، انداختش توی سیاهچال. بعد از چند سال فهمید اشتباه کرده و خواست درش بیاره گفت در نمیام! این همه مدت منو بیخود زندانی کردی، نور چشمام از دست رفته و زمینگیر شدم حالا بیام بیرون چکار کنم؟!
خلاصه به هیچ وسیله ای بیرون نمیومد هر چی التماسش کردن. آخرش یکی گفت من راهش رو بلدم. گفتن چیه؟ گفت برید یه دیوونه بیارین تو زندان پیشش باشه. رفتن آوردن و سه سوت با کمال میل گفت منو ببرین بیرون !!!
18 سال پیش نگاشته شده