این هم نامه ی زیبای یکی از دوستان تحصیلکرده:
سلام بر شما
از اینکه اینقدر راحت مینویسید ممنونم
هرچند با کلیات نوشته های شما موافقم اما به نظرم زیرساختهایی لازمه تا حرفهای قشنگ شما عملیاتی بشه.
من مهندسم و فوق لیسانس میخونم
مجردم و هنوز سربازی هم نرفتم و سرکار هم نمیرم
خدارو شکر وضعمون خوبه سرکار میرفتمم اتفاق خاصی تو خونمون نمیفتاد(البته شاگرد درس خونما)
من تا حالا دوست دختر نداشتم
البته الان میخوام به زودی با اتمام درسم ازدواج کنم ان شاالله. شاید تا 7-8 ماه دیگه.
اما میدونید چرا دوست دختر نگرفتم
بخاطر اینکه نمیشد نماز بخونم بعد با دختر نامحرم برم بیرون
روزه بگیرم بعد تلفنی باهاش 3 ساعت حرف بزنم
یا رومی روم یا زنگی زنگ
اما مشکل اینجاست: من مذهبیم حاجی شدم اصلا نمیتونم با یه دختری که اهل نماز و روزه نیست حتی نیم ساعت حرف بزنم(یعنی تو زمینه دوستی ها) از طرفی اون دختر مذهبی هم نمیاد جلو با من مذهبی دوست بشه. اگرم بیاد جلو آیا متعه بشه یا نشه؟ چی ما رو به هم وصل میکنه؟ متعه. تازه به نظر من متعه شرط دار.(میگیرید که؟)
حالا بعدش چی؟ اگر شد آیا باور داره که این موقته یا نه؟ آیا من باور دارم که این موقته یا نه؟ آیا من موجب بی آبرویی اون نمیشم. آیا اون نمیشه؟ هزار هزار تا آیا داره. آیا اگه به بابام که روزی هزاربار بهم میگه دوست دختر بگیر و من با دلایل شرعی رد میکنم بگم گرفتم اما متعمه و فقط دوست دخترم نیست. بابام چی راجع به من فکر میکنه؟ مامانم چی؟ دوستام چی؟
چرا ما حلال خدا رو حرام کردیم؟
کشور ما خیلی عقب موندست. دین خدا رو هم که برای راحتی ما اومده برای ناراحتی استفاده میکنی.
البته معتقدم که لازمه متعه و دنبال آن رفتن فقط کار انسانهای باهوشه! برای همین هم اکثر متخصصین عملی! دارای ضریب هوشی بالایی هستند که به این نکته هم بطور پراکنده چند بار در این وبلاگ اشاراتی رفت!
خدمت دوست عزیزی هم که این نامه رو فرستادن عرض میکنم که ازدواج موقت مستحبه و شما پس از برآورد «بایدها» و «نبایدها» یا به عبارتی ضرورتها و منع هایی که در سر راه شماست ممکنه به این نتیجه برسید که انجام دادنش برا شما مضراتی داره یا برعکس به این نتیجه برسی که واجبه!
18 سال پیش نگاشته شده
یکی از دوستان این خبر متفاوت از بقیه خبر ها رو برای زنگ تفریح ارسال کرده:
چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت می کیند، با کمی تلاش خاوهید تواسنت این نوتشه را بخاونید. در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند.به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید.
18 سال پیش نگاشته شده
معاون فرهنگی سازمان ملی جوانان: براساس اینکه طبق عرف به ویژه برای دختران بعد از 26 و 27 سالگی شانس ازدواج کمتری خواهد بود پس ما هنوز سه تا چهار سال فرصت طلایی برای ایجاد موج ازدواج و عبور از بحران در اختیار داریم.
چند تا از کامنتهای لینک فوق هم خوب بود:
- از اشتغال و سهم خانمها در دانشگاه کم کنید تا این مشکلات حل شود و بنظرم درست میگفت.
- من از ترس مهریه پا جلو نگذاشته ام. (مثل من که مدتها به همین دلیل مجرد بودم!)
- یکی نوشته بود یک بررسی ملی روی کسانی که ازدواج کرده اند (خصوصا آقایان) انجام دهید در مورد معیارهای ازدواج تا ببینید چه درصد بالایی دختران عفیف و پاکدامن که دارای سطح مالی متوسط بودند و دارای دریدگی ها و بی پروایی های جنسی نبودند از ازدواج بازماندند. از این رو باید نگران نسل آینده بود که حاصل ازدواج آنگونه والدین هستند.
(به شخصه خیلی این نظر روم تاثیر داشت. همه میخوانیم که ایمان و حیا و بعد هم اخلاق و نسب و... از اولویتها هستند و زیبایی هم در اون اواخر! اما در میدان عمل حتی افراد مذهبی ما هم بدلیل چشم و هم چشمی وقتی، وجاهت و سکسی بودن زن رفیقشان! عقل را از کله مبارکشان میبرد و این معبیارها را در صدر قرار میدهند.)
- ای بابا چقدر سخت می گیرید! ازدواج اینقدرا هم سخت نیست که! دو سه هزار سکه برای مهریه می خواد و بیست سی میلیون تومن پول برای مراسم و یه آپارتمان متری سه چهار میلیون تومن و یه ماشین ارزون وطنی ده پونزده میلیون تومنی. سر جمع پونصد میلیون تومن نمی شه!
- اگر دختر و پسر, هر دو برای داشتن زندگی ساده اما ایده آل تلاش کنند, بیشتر مشکلات حل خواهد شد. اما متاسفانه خانمها فکر میکنند که این وظیفه آقایان است. اگر هر دو با هم کار کنند (با وجود شرایط بد کاری) و برای ارتقا هم تلاش کنند, مشکلی پیش نخواهد آمد.
دختر خانمها به فکر خانه ای مثل خانه پدری نباشند و سختی ها را تحمل کنند. در مقابل آقایان هم زود از سختی ها خسته نشوند و آنها نیز تحمل نمایند.
- ازماست که برماست***وقتی خود دخترخانم ها اینو انتخاب کرده اند، خوب تقصی بقیه چیه؟.اونا حاضرند که همیشه مجرد بمونند ولی ازخودشون ذره ای نگذرند.ازدواج یعنی ازخودگذشتگی،...ولی اونا فکر می کنند که ازدواج یعنی وابستگی...ولی خیلی جالبه که الان اونا به خاطر اشتغال کسب درآمد کاملاً مستقل شده اند ولی تازه وارد یک بحران وخلا روحی به نام کمبود محبت واحساس وعشق وعاطفه شده اند که دیگه اینارو باپول نمی شه خرید...این نتیجه همان خودخواهی ومنیت های دخترخانم های عزیزه که متأسفانه روز به روز به تعدادشون افزوده می شه....من به همه اونا توصیه می کنم که یکباردیگه برگردند و به درونشون فکرکنند که چه سرمایه عظیم انسانی رو دارن ازدست می دند ودرازای اون هیچی بدست نمی آرند درصورتیکه می تونستند یه زندگی با عشق و محبت وبرکت الهی داشته می بودند....انشاالله که همه دختران عزیز وعفیف ایرانیمون خوشبخت شند....یا علی
- یه مشکل هم از آقایونه که در انتخاب همسر فقط به ظواهر اهمیت می دهند: خانواده پولدار و بخصوص دختر خوشگل. الان در جامعه ما دختران بالای سی سال زیادی زندگی می کنند که با وجود نجابت، عفاف، تحصیلات و حتی موقعیت خوب خانوادگی و... مجرد مانده اند چون زیبا نیستند. شما می دانید کمبودهای عاطفی چه بر سر این دختران پاکدامن می آورد؟
و در پایان یکی دیگر از عوامل را هم من بگویم ؛ «سخت گیری پدر و مادر» که در مورد خانواده یکی از متعات بنده است و همین باعث شده که مصداقی از نکته اخیر باشد. جالب اینجاست که خود آنقدر نقص دارند که اگر کسی بداند عمرا سمتشان برود!!
18 سال پیش نگاشته شده