عکس خرگوش زمینه دسکتاپ

این عکسو نشونش دادم، خیلی خوشش اومد.

(برای مشاهده عکس با کیفیت بالا برای بکگراند، روی آن کلیک کنید)

17 سال پیش نگاشته شده

فضیلت ابوبکر در غار!

همونطور که میدونید؛ اهل سنت وجود ابوبکر رو در غار همراه پیامبر (که در آیه 40 سوره توبه داریم) دلیلی بر فضیلت ابوبکر میدونن. شیخ طبرسی در ص326 ج2 کتاب «الاحتجاج» مناظره جالب شیخ مفید و عمَر در خواب  رو آورده که جالب و آموزنده ست.
یکی از دوستان شمال شهر تهران! قبلا داستان این مناظره رو از بنده شنیده بود و امروز طی تماسی تلفنی خواستار متن کامل اون شد.
من برای ایشون فرستادم و مناسب دیدم که در وبلاگ هم درج کنم.
(مناظره زیر برای اولین بار در اینترنت منتشر میشود)

شیخ مفید میگوید: در خواب دیدم در راهی گذر میکردم و مردم بسیاری گرداگرد هم بودند. گفتم این چیست؟

گفتند حلقه ای در گرد مردی که موعظه میکند. گفتم آن مرد کیست؟ گفتند عمر بن خطاب است. (خلیفه دوم اهل سنت که در این وبلاگ نیز زیاد مورد عنایت! قرار گرفته و میگیرد)

پیش رفتم و مردم را کنار زدم و درون حلقه درآمدم بناگاه مردی را دیدم برای مردم درباره چیزی سخنرانی میکند.
سخنش را بریدم و گفتم: ای شیخ! آیه «ثانی اثنین إذ هما فی الغار» (و در کل، آیه 40 سوره توبه) چه دلالتی بر فضیلت ابوبکر دارد؟

گفت: به شش دلیل فضیلت ابوبکر را اثبات میکند:

  1. خدا پیغمبرش را یاد کرده و ابوبکر را با او آورده و او را دومی آن دو خوانده (ثانی اثنین)
  2. گفته که هر دو در یکجا بودند و با هم الفت داشتند چرا که فرموده «اذ هما فی الغار»
  3. او را به پیغمبر بسته که مصاحب و هم صحبت آن حضرت بوده تا آنان را هم رتبه اعلام کند (اذ یقول لصاحبه)
  4. گزارش داده از مهرورزی پیامبر نسبت به او و موقعیتی که نزد پیامبر داشته (لا تحزن)
  5. خبر پیامبر به او مبنی بر اینکه خدا با هر دوی ماست و یار و یاور و مدافع ما دوتا (ان الله معنا)
  6. این آیه میگوید که سکینه و آرامش الهی بر قلب ابوبکر نازل شده چرا که پیغمبر هرگز جدا از آرامش قلبی نبوده

و این شش مقام است برای ابوبکر در آیه غار که تو و دیگران امکان فهمیدن آنها را نداشته اید!

به او گفتم: سخنت را پروراندی و شرح ان را به نهایت رساندی تا آنجا که هیچ آفریننده ای نمیتواند فضیلتی دیگر از این آیه بر یارت بیفزاید! اما من به فضل خدا و توفیق او آنچه را آوردی چون خاکستری بر باد خواهم داد!

  1. اینکه گفتی خدا ذکر پیغمبر نموده و ابوبکر را دومی آن حضرت شمرده، هیچ فضلی استفاده نمیشود زیرا گزارشی است از «شمار» و «تعداد». همانطور که وقتی بخواهیم یک مومن و کافر هم در شمار دو نفر هستند لذا در «ذکر شماره»، فضیلتی برای وی اثبات نمیشود.
  2. اما اینکه گفتی آنان را در یکجا وصف کرده، همانند با هم آوردنشان در شماره است که گفتم. زیرا در یک مکان خیلی وقتها مومن و کافر کنار هم گرد می‌آیند. مثلا در مسجد پیامبر مومن و منافق و حتی کافران جمع میشدند و با هم گرد می‌آمدند (از نظر مکانی) چنانچه خدای تعالی در آیه 35و36 سوره معارج نیز اشاره کرده است و نیز کشتی نوح، مجمع پیغمبر و پچهارپایان بود و روشن است که بودن در یک مکان دلالت بر فضیلتی که تو میگویی ندارد.
  3. اما اینکه گفتی ابوبکر مصاحب (هم صحبت) پیامبر بوده از دو فضل قبلی ات سست تر است چرا که مثلا خود خدا در قرآن (37کهف) فرموده: « قال له صاحبه و هو یحاوره ا کفرت بالذی خلقک من تراب ثم من نطفه ثم سواک رجلا ؛ مصاحبش در حالی که با او گفت و گو می‏کرد به او گفت آیا به آن کسی که تو را از خاک سپس از نطفه آفرید آنگاه تو را به صورت مردی درآورد کافر شدی»
    همچنین در کلام عرب «صاحب» در مورد همدمی با چهارپا گفته میشود و دلیلش هم گفته مردم عرب است که الاغ را «مصاحب» آدمی میخوانند و گفته اند... (شعر عربی) و چون «صاحب» یک مومن میتواند یک کافر، چهارپا، یا حتی موجود بیجان نیز باشد لذا این نیز فضیلتی را برای وی اثبات نمیکند.
  4. اما اینکه گفتی به او فرموده: «غم مخور» دلیل برا وبال و کاستی و خطای اوست و دلالت نهی پیامبر از این حزن نیز همین را میرساند.
  5. اما اینکه پیغمبر فرموده «خدا با ماست»
    گفته اند که ابوبکر گفت: ای رسول خدا من برای برادرت علی نگرانم (که در بستر بجای تو خوابیده و هر لحظه شمشیر زنان عرب ممکن است قطعه قطعه اش کنند) و پیامبر در جواب فرمود که خدا با ما (من و علی) است.
  6. اما اینکه فرمود «سکینه و آرامش بر قلبش نازل کرد » را خاص ابوبکر گرفتی و گفتی که پیامبر سکینه نمیخواهد! خلاف قرآن است که فرمود « فانزل الله سکینته علیه و ایده بجنود لم تروها » (همین آیه 40 سوره توبه که مورد بحث است) و کسی که اینجا بر او سکینه و آرامش فرود آمده همان است که خدا او را با لشگریانش تایید کرده باشد که فرموده «ایّده بجنود لم تروها» و اینکه گفتی پیغمبر سکینه و آرامش نمیخواهد خلاف خود قرآن است که در دو جا از نزول آن بر قلب پیامبر حکایت دارد؛ در آیه 26 سوره توبه و 26 سوره فتح میفرماید: ثم انزل الله سکینته علی رسوله و علی المومنین.
    و چون آن حضرت در غار بود نزول سکینه و آرامش را خاص او کرد و اگر مومنی! هم همراه او بود مانند دو آیه بالا مومنان نیز با او شریک و همراه او آورده میشدند و اخراج ابوبکر از نزول سکینه و اختصاصش به پیامبر (فانزل الله سکینته علیه) دلالت بر اخراج ابوبکر از یمان نیز هست!

عمر بن خطاب ملعون نتوانست جوابی به من بدهد و حیران ماند و مردم نیز از گرد او پراکنده شدند و من از خواب بیدار شدم.

دانلود متن عربی و فارسی این مناظره بصورت فایل pdf
در صورتی برای دانلود کتاب فوق با مشکل مواجه شدید روی لینک فوق کلیک راست کنید و گزینه save target as را انتخاب کنید.

23 محرم، سالروز تخریب حرم عسکریین هم تسلیت عرض میشود.

17 سال پیش نگاشته شده

ماجرای عبرت آموز دیدار جنجالی فرح پهلوی با آیت الله خویی

اهمیت این مطلب در آن است که عده‌ای ناآگاه آقای خوئی را که به حق بزگترین فقیه معاصر و استاد بسیاری از مراجع فعلی است را بخاطر دیدار با فرح و پذیرفتن هدیه (انگشتر) از او سرزنش نمایند، در حالی که طبق این اسناد ساواک، این دیدار اجباری بوده...

________________
پی‌نوشت: بدلیل اینکه شاهد حذف برخی مطالب وبلاگ‌های دیگر و از کار افتادن لینک مطلب هستم، صلاح دیدم که مطلب لینک مورد اشاره در بالا رو اینجا کپی کنم.

با انتشار کتاب «معلم اخلاق» از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی که مربوط به اسناد ساواک در خصوص مرحوم آیت الله مشکینی است، گزارش ساواک از دیدار پرحاشیه فرح پهلوی با آیت الله خویی، مرجع تقلید برجسته آن مقطع نیز منتشر شد.

به گزارش رهوا از آینده، بررسی گزارش ساواک و نیز اقدام برنامه ریزی شده فرح پهلوی و دستگاه تبلیغاتی رژیم شاه نشان می دهد آنان همزمان با فراگیر شدن جریان انقلاب اسلامی، از تمام سوژه های اختلاف برای ضربه زدن به وحدت مردم و روحانیت و انقلابیون بهره می برده اند.
مرور این حوادث پس از 30 سال همچنین این هشدار را می دهد که انقلابیون و متدینین، باید تا چه میزان با درک شرایط و پرهیز از برخوردهای احساسی و ناسنجیده، از بهانه جویی دشمن بپرهیزند.

در آن مقطع همسر شاه که در سفری نمایشی به عتبات عراق سفر کرده بود، ناگهان با عده ای مسلح وارد دفتر آیت الله خویی شده و اخبار عجیبی با مضمون حمایت ایشان از حکوت پخش می شود و حتی برای جلوگیری از تکذیب این خبر از سوی دفتر این مرجع تقلید، ارتباط تلفنی بین ایران و کویت و عراق قطع شده و قرار می شود مسافران عراق به ایران، تفتیش بدنی شوند تا نواری به همراه نداشته باشند.
گزارش شگفت مربوط به بازتاب های دیدار آیت الله العظمی خویی با فرح پهلوی است. ساواک فهرستی از بازتاب ها را در میان انقلابیون ایران منعکس کرده که از آن جمله تلفن های فراوان از سوی معترضین به منزل آقای لطفی، نماینده تام الاختیار آیت الله خویی در تهران است. این ملاقات به قرار آن چه که گزارش شده این است:

(برای حفظ اصالت متن، آنچه می خوانید با همان ادبیات گزارش نویس ساواک آورده شده و از افزودن عناوین علمی مراجع تقلید و علما نیز خودداری شده است)

شهبانوی ایران در حالی که آقای خویی مریض بوده و خوابیده بوده است، بدون اطلاع قبلی با چند نفر مسلح عراقی ناگهان و غافلگیر پیش آقای خویی رفته اند و آیت الله خویی در مقام امر انجام شده قرار گرفته است و سخنانی هم که آیت الله خویی به شهبانوی ایران گفته است، کاملاً با گفته رادیو مخالفت دارد. زیرا آیت الله خویی به ایران و ملت ایران اصلاً دعا نکرده و آنها را دعوت به همبستگی و سرمشق گرفتن از علی (ع) نموده و آن چه رادیو می گوید نکرده است. بلکه آیت الله خویی در این ملاقات به سه موضوع اشاره کرده است:
نفوذ بهائیان در ایران
اشاره به حوادث اخیر و کشتار دسته جمعی
اهانت به علما و زندان کردن و تبعید کردن آنها.
و در هر سه موضوع خیلی با تندی صحبت کرده است، در ضمن این ملاقات در کوفه انجام شده است نه در نجف.
این گزارش در نوع خود اولین بار است که منتشر می شود. البته گزارش مزبور بسیار مفصل تر است و لازم است تا در جزئیات آن بیشتر دقت شود. متن گزارش به روایت ساواک به این شرح است:

موضوع: دیدار علیا حضرت شهبانو از آیت الله خوئی

ملاقات علیا حضرت شهبانو با آقای خوئی در نجف اشرف را می‌توان از جهات متعددی به قرار زیر مورد بحث قرار داد:

1- این ملاقات تمام به اصطلاح مجاهدین روحانی و غیر روحانی را بشدت بخشم درآورده و بحدی که امروز (سه شنبه) مرتباً از بازار تهران به منزل آقای عبد الله لطفی یگانه نماینده خوئی در تهران تلفن‌های شدید اللحنی می‌شده و در تمام این تلفن‌ها آقای خوئی مورد اهانت و ناسزا قرار می‌گرفته است و در قم رهبران مجاهدین از قبیل ربانی شیرازی و شیخ علی مشکینی و آقای یزدی گرفتن شهریه خوئی را تحریم کرده و حتی گفته می‌شود که مشکینی در این مورد اعلامیه‌ای نیز داده‌اند و از طرف دیگر بعضی از مقلدین خوئی از وی عدول کرده و به خمینی رجوع کرده‌اند.
ضمناً خشم مردم و مجاهدین تمام طرفداران خوئی و به ویژه نمایندگان ایشان را به وحشت انداخته و هیچ چاره‌ای فعلاً‌ جز اعتراف به خطا در خود ندیده‌اند و لذا می‌گویند اگر قضیه ملاقات مذکور راست باشد این یک جنایتی به مبارزه روحانیون است که خوئی مرتکب شده است، ولی ما می‌دانیم که این قضیه دروغ است و از شما مجاهدین می‌خواهیم اندکی صبر کنید و زود قضاوت نکنید تا ما قضیه را از نجف تحقیق نماییم.

2. آقای فهری «داماد دستغیب شیرازی» نماینده خوئی در قم شب دوشنبه به تهران منزل لطفی می‌رود و از آنجا با داماد خوئی آقای جلال فقیه ایمانی که نماینده خوئی در اصفهان می‌باشد تماس تلفنی برقرار می‌کند بهر حال با هم قرار می‌گذارند که در یک تماس تلفنی با نجف قضیه را از خود خوئی بشنوند، ظاهراً با تمام سعی و کوشش تماس تلفنی برقرار نمی‌شود ولی آقای جلال مدعی [است] که من بوسیله تلکس با خوئی تماس تلفنی گرفتم و با او صحبت کردم.
ضمناً پس از آن که فهری و لطفی در تهران و آقا جلال در اصفهان نمی‌توانند کاری از پیش برده و علاج قضیه را بنمایند با هم قرار می‌گذارند که شب سه شنبه به قم بیایند و آقا جلال و فهری وارد قم می‌شوند، البته لطفی دائی فهری است و این هردو با آقا جلال رقابت و مخالفت کامل دارند و شاید در غیر موارد استثنائی با هم اجتماع نکنند و لذا شب سه شنبه هنوز موفق به دیدار هم نشده‌اند چون آقا جلال به منزل فهری نیامده است. به هر حال هر یک از نمایندگان خوئی جداگانه در این مورد فعالیت می‌کنند و با همه اختلافاتی که دارند در یک مطلب ظاهراً با هم متفق شده‌اند و منشأ این خبر نیز یکی خود آقا جلال است که مدعی است با آقای خوئی تماس گرفته و دیگری آقای آصفی از کویت است که با پسر آقای خوئی به نام سید جمال در نجف تماس گرفته است. نتیجه تماس این دو نفر از این قرار است:

شهبانوی ایران در حالی که آقای خوئی مریض بوده و خوابیده بوده است بدون اطلاع قبلی با چند تن مسلح عراقی ناگهان و غافلگیر پیش آقای خوئی رفته‌اند و خوئی در مقابل امر انجام شده قرار گرفته است و سخنانی هم که خوئی به شهبانوی ایران گفته است کاملاً با گفته رادیو مخالفت دارد زیرا خوئی به ایران و ملت ایران اصلاً دعا نکرده و آنها را دعوت به همبستگی و سرمشق گرفتن از علی علیه السلام نموده و آنچه رادیو می‌گوید نکرده است بلکه خوئی در این ملاقات به سه موضوع اشاره کرده است.

الف- نفوذ بهائیان در ایران.
ب - اشاره به حوادث اخیر و کشتار دسته جمعی.
پ- اهانت به علماء و زندان کردن و تبعید کردن آنها و در هر سه موضوع خیلی با تندی صحبت کرده است و در ضمن این ملاقات در کوفه انجام شده است نه در نجف.
آصفی ضمن مذاکره خصوصی اظهار نموده با پسر خوئی سید جمال که صحبت می‌کردم معلوم شد که خوئی غافلگیر شده است، در ضمن شخصی از کویت را به نجف فرستادم و نامه نیز به صورت استفتائیه بتوسط آن شخص به خوئی نوشتم و گفتم که آقای خوئی جواب تندی بر علیه ایران و این که ملاقات مجبوراً انجام گرفته در جواب نامه من بنویسد و من این نامه و جواب را فوراً به ایران خواهم فرستاد و پخش می‌شود و نیز فردا صبح به خوئی تلفن می‌کنم و او را وادار می‌نمایم که با گلپایگانی تماس گرفته و قضیه را به او بگوید و من با سرعت هرچه تمامتر مشغول کار هستم، آصفی افزوده است ازمغرب تا کنون حدود بیست مورد تلفن از تهران و شهرستان ها راجع به این قضیه به ما شده است.
نظریه شنبه: اظهار نظر می‌شود طرفداران خوئی دو راه در پیش دارند که مجبورند یکی از دو راه را انتخاب کنند:

الف- اینکه از طرف خوئی اعلامیه‌ای در اسرع وقت برسد که در آن اعلامیه این ملاقات را اجباری وانمود کرده و بر علیه ایران و حکومت نظامی و کشتار دسته جمعی نیز مطالبی نوشته شده باشد و این اعلامیه نیز در اسرع وقت پخش و منتشر شود.

ب- این که خود خوئی به شریعتمداری و گلپایگانی تلفن کند و بگوید که چنین اعلامیه‌ای که متضمن تکذیب ملا قات اختیاری باشد شما منتشر کرده و بنویسد که مرا مجبور به این ملاقات کرده‌اند، ضمناً اگر وجود اختلاف و نفاق بین علماء و آن هم اختلاف سلیقه در مورد دولت ایران به نفع دولت ایران باشد باید دولت با کوشش هر چه تمامتر در ابقاء این اختلاف بکوشد و معلوم است که این مطلب اختلاف و نفاق عمیقی بین اهل علم انداخته است بحدی که منجر به زد و خورد و جبهه‌گیری فارس و ترک زبان شده است و شاهدش زد و خوردی است که بین طرفداران خوئی و خمینی در مدرسه حجتیه و مؤمنیه اتفاق افتاده است که همین اختلاف و نفاق نیز مورد تنفر باصطلاح مجاهدین و خمینیسم‌ها می‌باشد و تحریم گرفتن شهریه خوئی نیز موید همین نفاق و اختلاف است و ظاهراً برای دولت این کار آسان باشد، زیرا طرفداران خوئی هیچ راهی برای تحقیق این قضیه جز با تماس تلفنی ندارند و آقای شریعتمداری و گلپایگانی نیز تا از خود خوئی قضیه را نشنوند و خاطر جمع نشوند اعلامیه‌ای نخواهند داد و از طرفی نیز عده‌ای از مجاهدین که با خوئی مخالفند و غرض شخصی با او دارند که این ملاقات داد و از طرفی نیز عده‌ای از مجاهدین که با خوئی مخالفند و غرض شخصی با او دارند که این ملاقات را اختیاری جلوه داده و خوئی در نظر مردم سقوط کند دولت اگر بخواهد و صلاح ببیند که اختلاف بین خوئیسم و خمینیسم بیفتد و ملاقات شهبانو را اختیاری جلوه دهد باید کارهای زیر را انجام دهد.

1. برای مدت محدودی ارتباطات تلفن بین ایران و کویت و عراق را فوری قطع نماید که به هیچ نحوی با نجف و کویت کسی نتواند تماس برقرار نماید.
2. تمام مسافرینی که از کویت و عراق و از پاریس می‌آیند کاملاً مورد تفتیش قرار دهد که اعلامیه‌ای یا نواری با خود نیاورند.
3. چنانچه معروف است تلویزیون در فیلم مربوطه ورود شهبانو به عراق ملاقات خوئی را نشان نداده است و فقط عکس آقای خوئی بوده است و لذا اگر فیلمی ‌در این باره موجود است نشان دهد و اگر فیلمی‌نیست در رادیو بنحوی اشاره بکند که ملاقات هیچوقت اجباری نمی‌شود و با قرار قبلی با خوئی بوده است. خلاصه اگر تا یک هفته طرفداران خوئی نتوانند کاری بکنند این ماه بعید نیست که شهریه خوئی گرفته نشود، البته قرار بر این بوده است که 22 ذیحجه شهریه‌ها را بدهند ولی برای خاطر همین قضیه شهریه را تأخیر می‌اندازند تا بلکه اعلامیه‌ای از خوئی بیاید. و تأخیر شهریه چون ماه محرم و تبلیغ و مسافرت طلبه‌ها به سایر نقاط نزدیک است بیش از یک هفته نمی‌تواند باشد. البته این امکان نیز وجود دارد که با سقوط خوئی مردم به خمینی عدول بکنند و در نتیجه تقویت بشود اگر چه بعید به نظر می‌رسد.

نظریه سه شنبه – اجرای بند (1) نظریه شنبه از لحاظ سیاست جهانی به مصلحت نمی‌باشد لیکن بندهای (2) و (3) قابل بررسی و در عمل مواجه با مشکلاتی می‌باشد. ضمناً اکثریت روحانیون مطلع ایمان دارند که آیت الله خوئی در درجه‌ای از معلومات قرار دارد که اکثریت روحانیون از شاگردان وی محسوب می‌شوند و حتی آیات ثلاثه نیز افتخار می‌نمایند که مورد تایید آیت الله خوئی باشند و جنجال اخیری که در مورد دیدار شهبانو از آیت الله خوئی روی داده وسیله عده‌ای از طلاب تندرو طرح‌ریزی و پیگیری می‌شود. لذا اصلح است آیت الله خوئی وسیله نمایندگانش در ایران از جمله آقای لطفی در تهران، آقای فهری در قم و... مورد محبت قرار گیرد.

17 سال پیش نگاشته شده

درباره این وبلاگ

هدف اصلی این وبلاگ که در بین روزنوشته‌هایم مورد توجه بنده بوده؛ بیان مسائل نظری و خبرهای پیرامون «ازدواج موقت» است.

لازم می‌دانم اعلام کنم که نویسنده این وبلاگ هیچ فرد یا موسسه‌ای را در هیچ‌جای ایران برای یافتن همسر موقت سراغ ندارد و فعالیت همسریابی (موقت و دائم) هدف این وبلاگ نیست.

بیشتر...

برای مشاهده نسخه کوچک و مخصوص موبایل این سایت، کافی است آدرس manmote.com را در موبایل خود وارد کنید.

برای اطلاع از مطالب جدید وبلاگ، ما به شما feed (یا همان rss) را پیشنهاد می‌کنیم. اگر نمی‌دانید فید چیست، اینجا را کلیک کنید

Post RSS feed

روش دیگر که مخصوص پیرمردها! میباشد، دریافت متن مطالب جدید در ایمیل شماست. بدین منظور، ایمیل خود را وارد کنید


مطالب مناسبتی

■ اس‌ام‌اس تبریک هفته و روز معلم (1389/2/12)
■ فرازی از وصیت‌نامه اسامه بن لادن! (1390/2/13)

برای تازه واردین

چند مطلب مهم

بخش نظرات غیر فعال است
در صورتی که فرمایش خاصی دارید، از فرم ارتباط با ما استفاده نمایید







فارغ التحصیل دانشگاه هستم و توفیق طلبگی رسمی را نداشته‌ام. در این سایت علاوه بر نوشته های روزانه در موضوعات مختلف، سعی بر این بوده که بیشتر به مطالب و اخبار مرتبط با ازدواج موقت پرداخته شود.

در زمینه احکام و روایات مربوطه علاوه بر مطالعات شخصی، از راهنمایی‌های دوستانی فاضل نیز استفاده کرده‌ام که از همه آنها تشکر می‌کنم.

باز هم لازم می‌دانم که اعلام کنم هدف هم ابلاغ صحیح مطالب مربوط به ازدواج موقت است نه ترویج عملی و رساندن افراد به هم.

اگر در زمینه این هدف می‌توانید به بنده کمک کنید یا سوالی در این باره دارید که با جستجو در مطالب وبلاگ نتوانستید پاسخ آن را پیدا کنید، می‌توانید از طریق آدرس الکترونیکی manmotecom در جیمیل با ما ارتباط برقرار کنید یا از طریق فرم زیر:

نام شریف شما

آدرس الکترونیکی (جهت دریافت پاسخ)

فرمایش شما