دیه؛ جزای الهی یا جزای انسانی؟

در شرع مقدس اسلام دیه کشتن مسلمان برابر تعداد مشخصی شتر قرار داده شده است.

در پی زمزمه‌هایی مبنی بر گران شدن دیه به دلیل گران شدن شتر، مدیر سیستم وبلاگ‌دهی بلاگفا و برخی از دیگر نویسندگان مجازی، به تبع BBC، به انتقاد و غیرمعقول خواندن این حکم الهی پرداخته‌اند.

دو نکته تکراری در این زمینه عرض می‌کنم:

  1. هر کشوری قانون خاص خود را دارد و برای جرائم مختلف، جزاهای خاص خود را دارند. این جزاها در نظر همه مردم حداقل همان کشورها، لزوما عاقلانه و لزوما عادلانه نیست. فلذا اگر از منظر صرفا زمینی و مادی هم بنگریم، این وضعیت در احکام جزائی هر کشوری وجود دارد.
  2. در اعتقاد مسلمانان، دنیا محل مجازات و اعطای جزای کامل ظالم و مظلوم و جارح و مجروح نیست. لذا دیه به معنای جزای کامل جارح و تمام حق مجروح نیست.
    حکمت و علت قرار دادن دیه هم مثل فلسفه بسیاری از احکام لزوما بر ما معین نیست و ما تنها می‌توانیم به گمانه‌زنی‌هایی درباره فواید دیه بپردازیم. (مثلا دیه برای جلوگیری از گسترش خشونت مفید است و از متلاشی شدن بنیان یک خانواده به علت کشته شدن پدر خانواده جلوگیری می‌کند و ...)
    لذا یک مسلمان که فارغ از قیل و قالهای این چنینی، از روی تعبد به حکم الهی که صحت صدورش از معصوم برای او ثابت شده، عمل می‌کند ولو این حکم، 30 شتر برای 3 قطع انگشت یک زن و 20 شتر برای قطع 4 انگشت باشد.
    به عبارت دیگر در اعتقاد یک مسلمان، چون و چرای عقلی فقط در اصول دین و قبل از پذیرفتن آن درکار است و وقتی کسی وارد این دین می‌شود، معنای آن این است که معتقد است احکامش از جانب خدایی است که در کتابش باب بهانه‌تراشی‌های انسانی را برای مخالفت با دستوراتش بسته.
    نتیجه اینکه؛ صحیح نیست که برای یک حکم الهی (مثل همین دیه) علت تامه‌ای بتراشیم و بعد با چون و چرا در آن علت، به غیرعاقلانه یا غیرعادلانه خواندن این حکم الهی بپردازیم.

یک مطلب تخصصی در این باره، در نشریه طلوع چاپ شده بود که از اینجا قابل مطالعه است.

نگارش: 15 سال پیش