آن شب قدر که این تازه براتم دادند

پیوند ► http://goo.gl/YKHH

* اشاره: وبلاگ «حال و حول حلال» گذشته از نام آهنگین و واژآراسته‌اش! از وبلاگ‌های قدیمی، سنگین و مهم‌تر از همه؛ «ثابت قدم» در مسیر ترویج ازدواج موقت بود. این وبلاگ روز گذشته به مانند سایت مسئولین سنگین و متشرع «خوبان»، شهید شد و مانعی بر سر استفاده از مطالب آن ایجاد شد.
این وبلاگ در آخرین مطلبش، در مورد خوابی که دیده گفته و نقلش خالی از لطف نیست:

شب‌های زیادی با یاد فیل‍تر شدن وبلاگ ناراحت بودم
چرا؟ به چه جرمی‌؟ برای چه؟ برای ترویج سنت رسول الله؟ برای احیای مذهب جعفری؟
همه این‌ها سولاتی بود که از خودم می‌پرسیدم و به خواب می‌رفتم اما یکی از همین شب‌ها خواب دیدم...

خواب دیدم در مسجد النبی و در روضة الجنانم (روضة الجنان جایی است که بین قبر و منبر پیامبر است و حضرت فرمودند که بین قبر و منبرم باغی از باغ‌های بهشت است و مردم برای نماز و عبادت در این جا سر و دست می‌شکنند و مدت‌ها در نوبت می‌ایستند تا بتوانند حتی 2 رکعت نماز بخوانند)

به دیواره سمت چپ منبر رسول الله صلی الله علیه و آله یک عالم وهابی تکیه زده بود و یکی دیگر هم رو به رویش بود و با همان حالت همیشگی که در حج دیده بودم به سخنرانی درباره شیعیان می‌پرداختند و موضوع هم اعتقاد شیعیان به ازدواج موقت بود. در همین حال من و یکی از دوستانم هم در آن جا بودیم و من حرف‌هایش را قطع کردم و برایش صحبت می‌کردم که از من پرسید: «آیا حاضری از راه عمر پیروی کنی؟» یعنی حاضری ازدواج موقت را حرام بدانی؟ و من هم در جواب گفتم: «به خدا قسم اگر یک دقیقه از عمرم باقی باشد و هنوز در طول عمرم با زنی ازدواج موقت نکرده باشم مطمئن باشید که آن یک دقیقه را صرف ازدواج موقت می‌کنم و سپس می‌میرم»

با شنیدن این حرف هر دو تعجب کردند و روی از من برگرداندند و بعد هم به زبان آذری شروع به حرف زدن کردند و من هم از خواب بیدار شدم

وقتی بیدار شدم تا چند روز شیرینی این خواب در ذهنم بود و آن را به رضایت پیامبر و اهل بیت تعبیر کردم. ان شاء الله این پر کاه مقبول درگاه احدیت واقع شود و به همه دوستان می‌گویم که با فی‍لت‍ر کردن این وبلاگ چیزی عوض نمی‌شود و این رود پر خروش عاقبت به اقیانوس انقلاب امام زمان خواهد رسید ان شاءالله.

نگارش: 16 سال پیش