یکی از بستگان در جریان کار ما بود. حالا مامانش هم در جریان قرار گرفته!
میگه: کی میای خونه مون؟
میگم : من تصمیم گرفتم تا ازدواج دائم نکردم، اونورا پیدام نشه.آخه من هنوز جوونم و آرزو دارم. نه ببخشید، طاهره دارم!
نگارش: 18 سال پیش
یکی از بستگان در جریان کار ما بود. حالا مامانش هم در جریان قرار گرفته!
میگه: کی میای خونه مون؟
میگم : من تصمیم گرفتم تا ازدواج دائم نکردم، اونورا پیدام نشه.