به حالت نناز... !

سوار ماشین شده بودم و داشتم میرفتم به زیارت خانم موقتم (علیهاالسلام) و خیلی خوش حال بودم

رانندهه سر یه جریانی، شعر زیر رو خوند و حال ما رو گرفت:

به مالت نناز که به یه شب بنده

به حال ت نناز که به یه تب بنده 

نگارش: 18 سال پیش