کجا دانند حال ما؟

شب شهادتیه توفیق پیدا کردیم بعد از مدتی دوری، برم حرم حضرت معصومه در قم

نشسته بودم در حرم و یه کتاب سرگرمم کرده بود که دیدم یه عده دانش آموز دستاشونو گرفته بودن بهم مثل عمو زنجیر باف و اومدن نشستن یه کناری

بیست نفری میشدن، نابینا بودن یا بقولی روشن دل 

مشغول دعای توسل شدن، یکیشون حفظ بود و میخوند

بعضیاشون زار میزدن طوری که مسئولشون سعی میکرد آرومش کنه و میگفت آرومتر چه خبره اما فایده نداشت

در این هیر و بیر، سیده خانمی که متعه ماست زنگ زد و...

خودم رو میدیدم و  این همه نعمت سلامتی و... که داده، با این همه آرامش! و اونا رو با اون دلهای پریشون و وضعیت نه چندان مناسب ظاهری، گویا زبان حالشون این بود که: کجا دانند حال ما، سبکبالان ساحلها؟

خلاصه خیلی باید شاکر بود ؛ و قلیل من عبادی الشکور 

نگارش: 19 سال پیش